السيد موسى الشبيري الزنجاني
7787
كتاب النكاح ( فارسى )
مىكنند مثل اينكه گاهى مىگويند انسان يقين داشته باشد يا ظن داشته باشد ، مىتواند فلان حكم را عمل كند ، ظن را به صورت يقين كه واضح است ، ضميمه مىكنند ، در اين گونه موارد كه مجموع من حيث المجموعش واضح است ، مىخواهد بگويد اين هم مانند آن شىء واضح است ، و اين لازمهاش اين نيست كه همه اين افراد مورد شك قرار گرفته باشد و در نتيجه بگوييم پس بيش از نُه ماه چرا ذكر نشده ، و پاسخ بدهيم كه چون واضح است ذكر نكرده و اين موارد مذكور جزء مخفىها است ، لذا به نظر مىرسد كه اين روايت همانطورى كه ديگران هم فهميدهاند ظهورش در اينكه حد أكثر حمل نُه ماه است ، قابل انكار نيست و دلالتش را مىپذيريم منتها ضعيف السند است . 3 . على بن محمد عن صالح بن ابى حماد عن يونس بن عبد الرحمن عن عبد الرحمن بن سيّابه عمّن حدثه عن أبى جعفر عليه السلام « قال سألته عن غاية الحمل بالولد فى بطن أمه كم هو ؟ فان الناس يقولون ربما بقى فى بطنها سنين يا سنتين على الاختلاف ، فقال كذبوا أقصى حد الحمل تسعة أشهر لا يزيد لحظة و لو زاد ساعة لقتل أمه قبل أن يخرج » « 1 » . بحث سندى : در اين روايت اگر از ناحيه صالح بن ابى حماد و عبد الرحمن بن سيابه اشكال نكنيم ، از ناحيه عمن حدثه كه مرسله است ، اشكال مىكنيم و روايت يونس بن عبد الرحمن را كه جزء اصحاب اجماع است ، براى اعتبار بقيه سند ، كافى نمىدانيم ، اگر ابن ابى عمير و صفوان و بزنطى باشند ، فقط مشايخ بلا واسطه آنها معتبر است . اين روايت از نظر سند به نظر ما اشكال دارد . اين ضعف سند با شهرت هم جبران نمىشود زيرا شهرت آن چنان كه گذشت ثابت نيست . هر چند گاهى مشهور تعبير كردهاند و گاهى شبيه به اجماع خواستهاند بگويند و در رياض تعبير شهرت عظيم واقع شده ، ولى اينطور نيست ، و هيچ معلوم نيست كه از قائلين به سنة بيشتر باشد . بلكه اشهر بودن اين قول را هم قبول نكرديم .
--> ( 1 ) - وسائل الشيعة ، همان ، ح 3 . جامع احاديث الشيعة ، همان ، ح 17